تبليغاتX
تیرگی

: عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 11:2 AM  توسط پوریا | 

خداحافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 12:14 PM  توسط پوریا | 

´´´´´´´´´´´´´´¶´¶¶´¶¶
´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´¶¶´´´´´´´´...´´´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´
´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶
´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶
´´´¶¶´´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 2:15 PM  توسط پوریا | 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 1:37 PM  توسط پوریا | 

روزي که به دنيا آمدم صدايي در گوشم طنين افکند که تا اخر عمر با من خواهد ماند! گفتم کيستي؟ گفت : غم . خيال ميکردم غم نام عروسکي است که ميتوان با آن بازي کرد. ولي حالا فهميدم که : خود عروسکي هستم بازيچه ي دست غم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 1:13 PM  توسط پوریا | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 7:0 PM  توسط پوریا | 

عشق دیگه.. نمیشه  کاریش کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 7:15 PM  توسط پوریا | 

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 3:14 PM  توسط پوریا | 

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش را داري.....هرگز نگو براي هميشه وقتي مي خواي ازش جدا بشي.....هرگز نگو دوستش داري وقتي بهش اهميت نمي دي.....هرگز از احساسات صحبت نکن وقتي وجود نداره....هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد داري بهش دروغ بگي..... هرگز سلام نده وقتي مي دوني خداحافظي در پيشه.... هرگز نگو عاشقتم وقتي نمي دوني عشق چي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 1:12 PM  توسط پوریا | 
به کودکی گفتند عشق چيست؟ گفت بازی. به نوجوانی گفتند عشق چيست؟ گفت رفيق بازی. به جوانی گفتند عشق چيست؟ گفت پول و ثروت. به پير مردی گفتند عشق چيست؟ گفت عمر. به عاشقی گفتند عشق چيست؟ چيزی نگفت:آهی کشيد و سخت گريست
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 9:55 AM  توسط پوریا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شايد عشق هديه ابليس است. شايد هم مرگ هستي ما باشد عشق مانند فانوسي است که خانه ي دل عاشق و معشوق را نوراني ميکند

نوشته های پیشین
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
رد پا
کوله پشتی
هیچستان
عشق.............؟!!!
عشق
نیلو و سما
حامد(شب بخیر)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان